أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
75
قانون ( فارسى )
قبوضيت هست و ارزش غذايى آن اندك مىباشد . بهتر آن است آلو را قبل از غذا بخورند و عسلآب و نبيذ را دسر سازند . زخم و قرحه : انگم آن قرحه را جوش مىدهد . مخلوط آلو با سركه اگزما را از بين مىبرد و بويژه اگر عسل يا شكر داشته باشد براى كودكان بسيار مفيد است . اندامان سر : در دهان گردانيدن برگ آلو از نزلههاى لوزتين و زبان كوچك جلوگيرى مىنمايد . چشم : انگم آلو را در چشم كشند ديد را قوى كند . اندامهاى تنفسى و سينه : آلوى ترش و شيرين التهاب قلب را تسكين مىدهد . اندامهاى غذا : ترش و شيرينش در بركندن صفرا از همه مؤثرتر است . آلوى شيرين كه معده را تر كند و سرد كند سستى دهد و عموما با معده ناسازگار است . اندامان راننده : آلوى شيرين در بيرون راندن صفرا از ساير آلوها مؤثرتر است . در اسهال آلوى تر از آلوى خشك كارىتر است و اين خاصيت از لزج بودن آلو ناشى مىشود . به عقيدهء بعضى آلوى دمشقى قابض است و همه برآنند كه آلوى بيابانى تا هنگامى كه بسيار نرسيده است قبوضيت آورد . جالينوس گويد : ديسقوريدوس در اشتباه است كه گفته : آلوى دمشقى قابض است . آلوى دمشقى مسهل است و انگمش سنگ مثانه را خرد مىكند و آبش حيض را روان مىسازد و هرچه كوچكتر باشد كمتر مسهل است . اسفيداج ( سفيدآب ) : آنك را مىسوزانند خاكسترى كه بدست مىآيد سفيدآب نامند و اگر در سوختن افراط شود آن خاكستر سرنج و لطيفتر مىگردد . سفيدآب را به وسيله سركه و نمكها و ساير چيزهايى كه در كتابهاى طبى آمده است به دست مىآورند . مزاج : در دوم سرد و خشك است . سفيدآب سركهاى لطافتش بيش و ژرف روندهتر است . در نوع ديگرش اين همه لطافت نيست و چسبندگى دارد و بويژه اگر سرنج گردد . دمل و جوش : ورمهاى سخت و سرد را نرمى بخشد . زخم و قرحه : سفيدآب را با مرهم مىآميزند قرحه را پر مىكند ، گوشت مىروياند ، سفيدآب و بويژه سرنج ، گوشت بد را مىخورد و سرنج در بازآوردن گوشت از سفيدآب بهتر است . چشم : در علاج جوشهاى چشم سودمند است . اندامهاى دفعى : جزء داروهاى ترك پيزى است و بسيار سودمند است . زهرها : سفيدآب سم است و شرح آن در باب زهرها است . آبنوس : چوبى است مشهور كه آن را از زنج يا به قول ديسقوريدوس از حبشه مىآورند ، سياه خالص است و طبقاتى در آن نيست و هنگامى كه مىبرند به شكل شاخ خميده يا به قولى به شاخ مخروط مىماند و به زحمت مىشكند و شكستهاش زبان را مىگزد . گزينش : بهترينش آنست كه با وجود سياهى و هموارى خطوطى در آن مشاهده نمىشود و در ساييدن به شاخ خراطى شده شبيه است و پرمايه و محكم است . در چشيدن گزشى دارد و اگر آن را بر أخگر نهى بويى عطرآسا از آن مىپراكند و به مشام رسد . مزاج : در دوم گرم و خشك است . گروهى برآنند كه با وجود حرارتى كه دارد حرارت خون را خاموش مىنمايد . خواص درمانى : تم و سپيدى چشم را از بين مىبرد . از ساييدهء آن شياف سازند ، اگر بر فسان سايند و گرد آن را در چشم كشند بسيار سودمند آيد . خاك ارّه آبنوس را بر طبقى مىسوزانند و مىشويند زخم مزمن چشم را بر طرف سازد . و علاج رمد خشك و گرى چشم و آبريزى دايم چشم است . اندامهاى